با دو رباعی که دیشب تو اتوبوس سراغم اومد سال جدید رو آغاز می کنم.
حالا که تو فکر چاره را میدانی
هم لکنت استعاره را میدانی
در این ظلماتی که اسیر آنیم
قدر نفس ستاره را میدانی؟
هرچند کنار کودکی دربندیم
بر دار و ندار زندگی میخندیم
یادت نرود که عصر فردا که شود
ما هم به صف ستاره می پیوندیم.
+
نوشته شده در
86/01/16ساعت 13:35  توسط حميد شرفی
|